
بازیگران : رضا بیک ایمانوردی ، بنفشه بهاره ، جلال پیشواییان ، حسن رضیانی ، عزت اله رمضانی فر ، آذر کریمی ، محمود پیراسته ، اکبر اصفهانی ، حسن محمدی ، ابوالفضل میرزایی ، غلامرضا سرکوب ، روشنک صدر
خلاصه داستان : سال 1290 در منطقه ای کردنشین، که همه ی اهالی اسلحه ی خود را به قوای دولتی تحویل داده اند. حیدر (رضا بیک ایمانوردی) و برادرش صفدر (عزت الله رمضانی فر) نعل بند هستند. حیدر به دختری به نام بهاره (بنفشه بهاره) علاقه دارد و او را به واسطه ی نائب امینه (غلامرضا سرکوب) از پدرش کل حبیب خواستگاری می کند. روز عروسی مسلم (جلال پیشوائیان)، که شیفته ی بهاره است، با تبانی برادرانش: شعبان، رمضان، و غلام اسلحه ای در خانه ی حیدر پنهان می کنند و پس از اطلاع دادن به نائب امنیه موجب دستگیری و تبعید حیدر می شوند. مسلم و برادرانش بهاره را به قتل می رسانند. آنها توسط میرزا (حسن رضیانی) شایع می کنند که صفدر بهاره را اغفال کرده و سپس در رودخانه خفه کرده است. حیدر در تبعیدگاه خبر را می شنود و می گریزد. او با صفدر مواجه و، ناغافل، باعث مرگ او می شود. میرزا واقعیت ماجرا را برای حیدر فاش می کند و او به تعقیب مسلم و برادرانش و خواهرشان غزاله (روشنک صدر) می رود. حیدر یکی از برادرها را به قتل می رساند و غزاله را گرفتار می کند. غزاله با شنیدن داستان زندگی حیدر و بهاره برادرانش را محکوم و به حیدر کمک می کند تا غلام را از پا درآورد. برادر دیگر می گریزد و مسلم خود را به نائب تسلیم می کند. حیدر به واسطه میرزا غزاله را عقد می کند و در کلبه ای زندگی می کنند. مسلم به کمک برادرش می گریزد، و حیدر را با گلوله می زنند. حیدر مسلم را از پا در می آورد و پس از شنیدن صدای گریه ی نوزادش جان می دهد.
کارگردان : ناصر محمدی
نویسنده : ناصر محمدی
تهیه کننده : رضا بیک ایمانوردی
مدیر فیلمبرداری : حمید مجتهدی
دستیار اول فیلمبردار : شیرمراد گودرزی
تدوین : حمید مجتهدی
آهنگساز : ایرج طاهری
نوازنده : فریدون خشنود
شعر : تورج نگهبان
خواننده : مرتضی
میکس : گالوست گورکیان
سرپرست گویندگان : ایرج ناظریان
لابراتوار : ژرژیک زادوریان
برش نگاتیو : میشل
چاپ : ایوب شهبازیان
ژانر : حادثه ای
سال ساخت: ۱۳۵۴
مدت : ۱۰۱ دقیقه
خلاصه داستان : سال 1290 در منطقه ای کردنشین، که همه ی اهالی اسلحه ی خود را به قوای دولتی تحویل داده اند. حیدر (رضا بیک ایمانوردی) و برادرش صفدر (عزت الله رمضانی فر) نعل بند هستند. حیدر به دختری به نام بهاره (بنفشه بهاره) علاقه دارد و او را به واسطه ی نائب امینه (غلامرضا سرکوب) از پدرش کل حبیب خواستگاری می کند. روز عروسی مسلم (جلال پیشوائیان)، که شیفته ی بهاره است، با تبانی برادرانش: شعبان، رمضان، و غلام اسلحه ای در خانه ی حیدر پنهان می کنند و پس از اطلاع دادن به نائب امنیه موجب دستگیری و تبعید حیدر می شوند. مسلم و برادرانش بهاره را به قتل می رسانند. آنها توسط میرزا (حسن رضیانی) شایع می کنند که صفدر بهاره را اغفال کرده و سپس در رودخانه خفه کرده است. حیدر در تبعیدگاه خبر را می شنود و می گریزد. او با صفدر مواجه و، ناغافل، باعث مرگ او می شود. میرزا واقعیت ماجرا را برای حیدر فاش می کند و او به تعقیب مسلم و برادرانش و خواهرشان غزاله (روشنک صدر) می رود. حیدر یکی از برادرها را به قتل می رساند و غزاله را گرفتار می کند. غزاله با شنیدن داستان زندگی حیدر و بهاره برادرانش را محکوم و به حیدر کمک می کند تا غلام را از پا درآورد. برادر دیگر می گریزد و مسلم خود را به نائب تسلیم می کند. حیدر به واسطه میرزا غزاله را عقد می کند و در کلبه ای زندگی می کنند. مسلم به کمک برادرش می گریزد، و حیدر را با گلوله می زنند. حیدر مسلم را از پا در می آورد و پس از شنیدن صدای گریه ی نوزادش جان می دهد.
کارگردان : ناصر محمدی
نویسنده : ناصر محمدی
تهیه کننده : رضا بیک ایمانوردی
مدیر فیلمبرداری : حمید مجتهدی
دستیار اول فیلمبردار : شیرمراد گودرزی
تدوین : حمید مجتهدی
آهنگساز : ایرج طاهری
نوازنده : فریدون خشنود
شعر : تورج نگهبان
خواننده : مرتضی
میکس : گالوست گورکیان
سرپرست گویندگان : ایرج ناظریان
لابراتوار : ژرژیک زادوریان
برش نگاتیو : میشل
چاپ : ایوب شهبازیان
ژانر : حادثه ای
سال ساخت: ۱۳۵۴
مدت : ۱۰۱ دقیقه