
بازیگران : سعید راد ، پرویز صیاد ، نوری کسرایی ، جهانگیر فروهر ، محمود بهرامی ، علیرضا قوامی ، عنایت بخشی ، سیدجلال طباطبایی
خلاصه داستان : محمد غیاثی (پرویز صیاد) در کافه ای با زنی به نام فخری (نوری کسرائی) آشنا می شو و قرار می گذارند به شمال بروند. محمد از دوستش سعید (سعید راد)، که در تدارک ازدواج با نامزدش فیروزه است، می خواهد که با آنها همراه شود. سعید با اکراه می پذیرد؛ اما در بین راه فخری از اتومبیل پیاده می شود و با تبانی مردی به نام جلال (عنایت بخشی)، که خود را همسر فخری معرفی می کند، به قصد اخاذی از محمد و سعید به کلانتری شکایت می کنند. سعید و محمد که نمی توانند مبلغ درخواست شده را بپردازند به زندان محکوم می شوند، و فیروزه در حالت یأس و ناامیدی خود را می کشد، سعید که محمد را مسبب تیره بختی خود و مرگ فیروزه می داند با محمد درگیر می شود و موقع آزادی با او قرار می گذارد که حبیب را بیابند و به قتل برسانند. آن دو به شهرهای مختلف می روند تا این که محمد رد جلال را در آبادان می گیرد و او را در سالن بیلیارد از پا در می آورد. محمد با فخری در خانه ای عمومی ملاقات می کند، و سپس به سعید خبر می دهد. محمد که در این فاصله به فخری علاقه مند شده از سعید می خواهد که فخری را بر او ببخشد. سعید فخری را در گنداب خارج از شهر به قتل می رساند و خود با ضربه ی چاقوی محمد از پا در می آید.
کارگردان : هادی صابر
دستیار کارگردان : علیرضا قوامی
نویسنده : پرویز صیاد
طرح اولیه داستان از : هادی صابر
تهیه کننده : پرویز صیاد
فیلمبردار : علیرضا زرین دست
گروه فیلمبرداری : محمد مجیدی
دستیار فیلمبردار : رضا پاکزاد
عکس : جعفر اکبری
تدوین : هادی صابر
آهنگساز : بابک افشار
سرپرست گویندگان : منوچهر اسماعیلی
چهره پرداز : رضا هوشمند
مدیر تدارکات : عباس وثوق
گروه فنی : جلال بندری ، حسن سعیدی ، احمد دلشادیان ، حسین طاهرنیا ، حسن عسگری ، سیدجلال طباطبایی ، عباس رحیمی ، خسرو زنگباری
ژانر : اجتماعی
سال ساخت: ۱۳۵۳
مدت : ۱۰۲ دقیقه
خلاصه داستان : محمد غیاثی (پرویز صیاد) در کافه ای با زنی به نام فخری (نوری کسرائی) آشنا می شو و قرار می گذارند به شمال بروند. محمد از دوستش سعید (سعید راد)، که در تدارک ازدواج با نامزدش فیروزه است، می خواهد که با آنها همراه شود. سعید با اکراه می پذیرد؛ اما در بین راه فخری از اتومبیل پیاده می شود و با تبانی مردی به نام جلال (عنایت بخشی)، که خود را همسر فخری معرفی می کند، به قصد اخاذی از محمد و سعید به کلانتری شکایت می کنند. سعید و محمد که نمی توانند مبلغ درخواست شده را بپردازند به زندان محکوم می شوند، و فیروزه در حالت یأس و ناامیدی خود را می کشد، سعید که محمد را مسبب تیره بختی خود و مرگ فیروزه می داند با محمد درگیر می شود و موقع آزادی با او قرار می گذارد که حبیب را بیابند و به قتل برسانند. آن دو به شهرهای مختلف می روند تا این که محمد رد جلال را در آبادان می گیرد و او را در سالن بیلیارد از پا در می آورد. محمد با فخری در خانه ای عمومی ملاقات می کند، و سپس به سعید خبر می دهد. محمد که در این فاصله به فخری علاقه مند شده از سعید می خواهد که فخری را بر او ببخشد. سعید فخری را در گنداب خارج از شهر به قتل می رساند و خود با ضربه ی چاقوی محمد از پا در می آید.
کارگردان : هادی صابر
دستیار کارگردان : علیرضا قوامی
نویسنده : پرویز صیاد
طرح اولیه داستان از : هادی صابر
تهیه کننده : پرویز صیاد
فیلمبردار : علیرضا زرین دست
گروه فیلمبرداری : محمد مجیدی
دستیار فیلمبردار : رضا پاکزاد
عکس : جعفر اکبری
تدوین : هادی صابر
آهنگساز : بابک افشار
سرپرست گویندگان : منوچهر اسماعیلی
چهره پرداز : رضا هوشمند
مدیر تدارکات : عباس وثوق
گروه فنی : جلال بندری ، حسن سعیدی ، احمد دلشادیان ، حسین طاهرنیا ، حسن عسگری ، سیدجلال طباطبایی ، عباس رحیمی ، خسرو زنگباری
ژانر : اجتماعی
سال ساخت: ۱۳۵۳
مدت : ۱۰۲ دقیقه
ارسال یک نظر