
بازیگران : بهروز وثوقی ، داوود رشیدی ، رضا کرم رضایی ، جلال پیشواییان ، عباس ناظری نیک ، عزت اله رمضانی فر ، حسین شهاب ، رضا حاجیان ، امیر کیا ، پروین سلیمانی ، شهناز ، هنگامه ، یدی ، یکتا ، حسین قلی بیدگلی
خلاصه داستان : ابی و آقاحسینی پس از آزادی از زندان، وسط تهران از هم جدا می شوند. ابی بر اساس وعده «آقا فکری» در زندان، شماره تلفنی را می گیرد اما کسی گوشی را برنمی دارد. او پس از پرسه زدن در شهر، دوباره آقاحسینی را در محله ای بدنام ملاقات می کند و معلوم می شود حسینی که قصد رفتن به جنوب را داشته، از تصمیم خود منصرف شده است. ابی و آقاحسینی در یک قهوهخانه مستقر می شوند که صاحباش آدم کثیفی است و به خاطر منافعاش تن به هر کاری می دهد. عبداله که زمانی کشتیگیر بوده و در مبارزه ای ابی را شکست داده، در گوشه قهوهخانه جان می کند. حسینی پس از برنده شدن در بازی «ترنا» حکم می کند که ابی از خیابان لاله زار تا پل تجریش، بدون پول، به کافه ها و رستوران ها سر بزند و غذا و مشروب مفتی بخورد. مصطفی معتقد است که ابی از عهده این کار برنمی آید و سر همین موضوع با حسینی شرط می بندد. این دو در حالی ماجرای ابی را زیر نظر دارند که مصطفی با تعدادی از کافه ها توافق کرده و از این طریق می خواهد ابی را از اجرای کامل تصمیماش بازدارد و شرط را ببرد. ابی پس از آگاهی از این موضوع برمیآشوبد و مسیرش را تغییر می دهد. به این ترتیب از هفت کافه می گذرد و بر اثر کتک هایی که خورده آشولاش به وعدهگاه می رسد. حسینی، مصطفی و همراهان، پیکر نیمه جان ابی را به قهوه خانه می رسانند. صاحب قهوه خانه پلیس را در جریان می گذارد. موقع دستگیری ابی، حسینی صاحب قهوه خانه را می کشد و بار دیگر همراه ابی به چنگ مأموران می افتد و راهی زندان می شود.
کارگردان : فریدون گله
دستیار کارگردان : علی اوحدی ، مسعود سلطانی
نویسنده : فریدون گله
تهیه کننده : مهدی مصیبی
فیلمبردار : حمید مجتهدی ، فریدون ری پور
دستیار فیلمبردار : شیرمراد گودرزی
عکس : حسن محمدی
تدوین : حسن مصیبی
آهنگساز : واروژان
صدابردار : احمد احمدپور
میکس : روبیک منصوری
سرپرست گویندگان : چنگیز جلیلوند
افکت : واروژ
چهره پرداز : عبداله اسکندری
تدارکات : علی اصغر احدی ، حمید افشار
تیتراژ : عطری نژاد
امور فنی : فرامرز خیرآبادی ، علی گودرزی
ژانر : اجتماعی
سال ساخت: ۱۳۵۴
مدت : ۱۱۲ دقیقه
خلاصه داستان : ابی و آقاحسینی پس از آزادی از زندان، وسط تهران از هم جدا می شوند. ابی بر اساس وعده «آقا فکری» در زندان، شماره تلفنی را می گیرد اما کسی گوشی را برنمی دارد. او پس از پرسه زدن در شهر، دوباره آقاحسینی را در محله ای بدنام ملاقات می کند و معلوم می شود حسینی که قصد رفتن به جنوب را داشته، از تصمیم خود منصرف شده است. ابی و آقاحسینی در یک قهوهخانه مستقر می شوند که صاحباش آدم کثیفی است و به خاطر منافعاش تن به هر کاری می دهد. عبداله که زمانی کشتیگیر بوده و در مبارزه ای ابی را شکست داده، در گوشه قهوهخانه جان می کند. حسینی پس از برنده شدن در بازی «ترنا» حکم می کند که ابی از خیابان لاله زار تا پل تجریش، بدون پول، به کافه ها و رستوران ها سر بزند و غذا و مشروب مفتی بخورد. مصطفی معتقد است که ابی از عهده این کار برنمی آید و سر همین موضوع با حسینی شرط می بندد. این دو در حالی ماجرای ابی را زیر نظر دارند که مصطفی با تعدادی از کافه ها توافق کرده و از این طریق می خواهد ابی را از اجرای کامل تصمیماش بازدارد و شرط را ببرد. ابی پس از آگاهی از این موضوع برمیآشوبد و مسیرش را تغییر می دهد. به این ترتیب از هفت کافه می گذرد و بر اثر کتک هایی که خورده آشولاش به وعدهگاه می رسد. حسینی، مصطفی و همراهان، پیکر نیمه جان ابی را به قهوه خانه می رسانند. صاحب قهوه خانه پلیس را در جریان می گذارد. موقع دستگیری ابی، حسینی صاحب قهوه خانه را می کشد و بار دیگر همراه ابی به چنگ مأموران می افتد و راهی زندان می شود.
کارگردان : فریدون گله
دستیار کارگردان : علی اوحدی ، مسعود سلطانی
نویسنده : فریدون گله
تهیه کننده : مهدی مصیبی
فیلمبردار : حمید مجتهدی ، فریدون ری پور
دستیار فیلمبردار : شیرمراد گودرزی
عکس : حسن محمدی
تدوین : حسن مصیبی
آهنگساز : واروژان
صدابردار : احمد احمدپور
میکس : روبیک منصوری
سرپرست گویندگان : چنگیز جلیلوند
افکت : واروژ
چهره پرداز : عبداله اسکندری
تدارکات : علی اصغر احدی ، حمید افشار
تیتراژ : عطری نژاد
امور فنی : فرامرز خیرآبادی ، علی گودرزی
ژانر : اجتماعی
سال ساخت: ۱۳۵۴
مدت : ۱۱۲ دقیقه
ارسال یک نظر